تبليغاتX
پری میخنده به غماش
پری میخنده به غماش
پری برگشت

 

04000000بچه ها سلام....04000000

04000000بعد از کلی اومدم و یه عاولمه حرف...04000000.

04000000ولی خدایی حس نوشتن ندارم....04000000

04000000بچه ها فقط یه چیزی....04000000

04000000اونایی که شکست مشقی میخورن04000000

04000000نگران نباشن04000000

04000000زود زود همه چیو از یاد میبرن04000000

04000000اوها....04000000

04000000من درگیر درسام شدم و اصلا اسمشم یادم نیست04000000

04000000خیلی وقته....04000000

04000000هورا.......04000000

04000000راستی دوس جونیام04000000

04000000اگه بخواین یه تجربه از زنگیتونو04000000

04000000برام بگین04000000

04000000چی میگین؟؟04000000

04000000بزرگترین تجربه ی زندگیتون؟؟؟04000000

04000000اول فکر کنین بعد04000000

04000000اخه همین الآن برام اس اومد04000000

04000000و منم گفتم از شماها هم بپرسم04000000

04000000من جواب دادم:04000000

04000000تجربم اینه که:این که میگن:04000000

04000000بخاطر عشقت غرورتو بشکون اما04000000

04000000عشقتو بخاطر غرورت نشکون04000000

04000000خیلی مزخرفه04000000

04000000بنظر من 04000000

04000000یعنی04000000

04000000بر اساس تجاربم فهمیدم که:04000000

04000000همیشه از کسیکه دوکسش داری دوری کن04000000

04000000و برای رسیدن بش تلاش نکن04000000

04000000آخه حسرت داشتنش و نگه داشتن غرورت04000000

04000000خیلی قشنگتر از رسیدن بهشه و شکستن غرورت04000000

04000000بنظر من:آدم تمام غماشو تو دلش نگه داره04000000

04000000اما غرورشو نشکونه.....04000000

04000000اینو هیچکدومتون فراموش نکنه...04000000

04000000من شکسته شدم هم خودم هم غرورم04000000

04000000اما جمعش کردم 04000000

04000000و دیگه هم نمیزارم بشکنه04000000

04000000بچه ها بدون اون نمیشه و04000000

04000000میمیرم و الان دستش تو دست اون یکیه04000000

04000000رو بزارین کنار 04000000

04000000فقط خوش باشین04000000

04000000نگو من نمیتونم04000000

04000000وقتی پری تونست04000000

04000000یعنی شما هم میتونین04000000

04000000فقط کافیه بگی:04000000

04000000خدایا کمکم کن 04000000

04000000خدا بهم صبر بده04000000

04000000دیگه همه چی حله04000000

04000000واوووووووو04000000

04000000

                                               



| *| نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1390 و ساعت 18:9 توسط pari |
بای تا........

سلام بچه ها

شرمنده بی خپر گذاجتم و رفتم نتم قطعیده

و بخاطر شروع مدارس فک نکنم دیگه وصلج کنم

آخه امسال سال سومم و نهاییه و واس کنکورم کلی امتیاز داره

باید تمام تلاشمو کنم که موفق شم و معدلم بالا بره

واســــــم دعا کنین گلای خوپم

میخوام پزشکی بخونم

واسم دعا کنین پزشکی دربیام و پیش پدرم سربلند شم

و خانوادم بم افتخار کنن

واســـم دعـــا کـــنِید

دیگه زیاد آپ نمیکنم چون تو کف درسم فعلا

شرمنده که بتون سر نمیزنم

هروقت درسام کم باشه حتما میام نت

بوس



| *| نوشته شده در پنجشنبه 24 شهریور1390 و ساعت 22:49 توسط pari |
دخمل کره ای

بچه ها این شب عزیز مارو از یاد نبرین

خیلی دل گرفته شدم امروز

کلی با خدا حرفیدم

خداجونم دوستت دارم

همیشه کنارم بمون

فدای مهربونیات

اگه تمام هستیمم ازم بگیری

بازم:

نـــــــــــــــــــوکـــــرتـــــمــــــ



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در شنبه 29 مرداد1390 و ساعت 1:29 توسط pari |

 

تویی که مرا در سقوط میبینی

 

تا به حال اندیشیده ای که شاید،

 

تو خود وارونه ایستاده ای؟

 

 

 



| *| نوشته شده در دوشنبه 24 مرداد1390 و ساعت 16:15 توسط pari |
حوصله اپ ندارم

 

شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

بکس اصلا حوصله آپیدن ندارم

اینروزا بی حوصلم

واسه این آپم:

بچه ها اگه چند ثانیه مونده بود به مرگتون

 از خدا چی میخواستین؟؟؟

به خدا چی میگفتین؟؟



| *| نوشته شده در شنبه 22 مرداد1390 و ساعت 16:29 توسط pari |
معرفت

 

معرفت جاه ومقام نیست به هر کس ندهند

معرفت راه و مرامیست که به هر کس ندهند

معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند

 

معرفت بذر نشکفته عشقیست بنارس ندهند

معرفت علمیست که شناسد کس ز ناکس

این علم گرانر  ادرعالم عرفان بناکس ندهند

ار زمنیّت گذری سهل به خویشتن برسی

 

معرفت خدای را جز به عارف برکس ندهند



| *| نوشته شده در شنبه 1 مرداد1390 و ساعت 11:7 توسط pari |
صداقت چیه؟

 

صــداقت یعنــی:

وقتی یک نفر به چشمات نگاه میکنه بهش صادقانه نگاه کنی

 نه از روی هوس نیرنگ ریا و هر چیز دیگه



صــداقت یعنــی:

            تک تک کلماتت

          بوی پاکی و خلوص بده

 

صــداقت یعنــی:

     وقتی راه میری با خودت روراست باشی

    بدونی کجا میری و آیا رفتنت لازمه یا نه

 

صــداقت یعنــی:

 فکر و ذهنت رو در سیطره خودت داشته باشی

 نه اینکه اونها تو رو در سیطره خودشون داشته باشند

 که بتونند تو رو همه جا ببرند.

 

صــداقت یعنــی:

 وقتی با یک نفر دوست میشی دوستیت صادقانه باشه

 نه اینکه دوستیت مثال یک وسیله ای باشه

 که فقط برای قصد خاصی اونو نگه داری

 و وقتی کارت تموم شد دورش بندازی.

 

صــداقت یعنــی:

 وقتی با خدا حرف میزنی همه چیزت را فراموش کنی

 و فقط با خدای خودت حرف بزنی و به اون فکر کنی

 و حواست فقط اونجا باشه نه همه جا

 

صــداقت یعنــی:

 وقتی یک نفر یه رازی بهت میگه اونو تو دریچه قلبت وارد کنی

 و درش قفل بزنی و جلوش بنویسی ورود ممنوع

 

صــداقت یعنــی:

        وقتی یک نفر ازت یک کمکی میخواد

        بی ریا کمک کنی نه برای قرض شخصی و...

 

صــداقت یعنــی:

 وقتی درس میخونی.کار میکنی فقط برای خدا باشه

 و خدمت برای بنده های پاک اون

 

صــداقت یعنــی:

 وقتی از در خونه بیرون میای

 اول یه نگاه به آسمون بندازی وبعدبا یاد خدا راه بیفتی

 

صــداقت یعنــی:

 خیلی چیزا یعنی پاکی.ایمان.محبت.عشق و هزارتا چیز دیگه

 و اگه سعی کنی اینها رو داشته باشی

 مطمئن باش به خیلی چیزها می رسی



| *| نوشته شده در یکشنبه 26 تیر1390 و ساعت 18:16 توسط pari |
فعلا بای

 

بــــــچه ها مــــن نتــــم قطعـــــیده

نمــــیتونم ســــر بزنــــم

بــــــای



| *| نوشته شده در شنبه 4 تیر1390 و ساعت 17:58 توسط pari |

 

دوست معمولي؟دوست واقعي؟

دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.

دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.

دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.

دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.

دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.

دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.

دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.

دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟

دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند

 

دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند

 

دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟

يک دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند

دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند

دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني

دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند

دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود

دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود

دوست واقعي وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند

 

 



| *| نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد1390 و ساعت 15:8 توسط pari |
دخملای خوجمل

| *| نوشته شده در جمعه 27 خرداد1390 و ساعت 11:5 توسط pari |
دختران اتش

 

وب جـــدیــــــد:

بروبچه ها وب ما راه افتاده قدم رنجه بفرمایید

خوجحال میجم.....

http://firegirls-4ever.blogfa.com

دختران آتش

fire girls

 Fire GirLs



| *| نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390 و ساعت 23:29 توسط pari |
واس دخای باحالو بامرام.....

توجه:

من و دوستم داریم یه بکس ضد پسر راه میندازیم به این اسم:

fire girls=دختران آتش

از دخا هرکی پایست کامنت بزاره

البته این خصوصیاتو داشته باشه:

لوس نباشه

سوسول موسولم نباشه

بی اف نداشته باشه

متنفر باشه از پسخرا

خفن باحال باشه عین خودمون باحالو بامرامو پایه باشه

نامبرشو هم بخوام بم بده چون نیاز میشه

هم سنو سال خودم باوشه

دیگه:::::دختر باشه حتما

راستی یه کسیم که تو کاور قالب درست کردنم هست میخوام

میــــــــخوام یــــه وب ضــــد پـــسخــر بــسازمــــــ

 

 

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390 و ساعت 14:11 توسط pari |

 

 

روز پـــــــدر

 

پدر جان،باش و با بودنت باعث بودن من باش

 

دل پری نوشت:بابایی جونم دوستت دارم خیلی زیاد

هیچوقت با صدای بلند بام حرف نزدی

خیلی نازک نارنجی بارم اوردی

هرچی خواستم سه سوته فراهم کردی

واس همین وقتی تو سال ۱بارش تند حرف میزنی

دلم میشکنه و بغض تو کلوم گیر میکنه

ولی اونلحظه تو دلم میگم بهترین بابای دنیایی

خیلــــی دوستــت دارم

هـــمیــشه کنارمـــ بـــمون و نــزار احســـاس بــی کــسی کنــم

کـــاش مــیشد خــیلی چــیزارو بــت بگم

اونوقـــت دیــگه شادتــرین دخه دــنیا بودمــــ

اومـــــــــــــــ

روزتـــــــ مــبارکــــ بـــابــای خوشــتیپـــ خودمــــ

اومــــــ

 شدم از مردی و مردونگی سیر

 دارم شاکی می شم از دست تقدیر

برای روز مادر شمش و سکه

واسه روز پدر چیز و عـرق گــــــیر!



| *| نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390 و ساعت 13:9 توسط pari |
کیتی خانوم

| *| نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1390 و ساعت 12:37 توسط pari |
سوال

 

 

بچه ها اینروزا حس آپیدن ندارم

همینجور واس این آپم یه سوال میپرسم ازتون...

پــــرـــی چــــجور آدمـــــیه؟؟؟؟

راحت باشین

ناراحت نمیشم

انتقادی داشتین بگید

همش از خوبیم نگید

Myspace Comments - I Love You

 



| *| نوشته شده در شنبه 21 خرداد1390 و ساعت 20:28 توسط pari |
شب آرزوها...

 

 

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی

و اگر هستی،کسی هم به تو عشق بورزد

و اگر اینگونه نیست،تنهائیت کوتاه باشد

و پس از تنهائیت،نفرت از کسی نیابی

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید،اما اگر پیش آمد

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی

 

*همیشه واس رسیدن همچین روزایی لحظه شماری میکردم

 ولی الان برام مهم نیست چون

آرزوی ندارم فقط یه ارزوی کوچیک:خوشبختی داداش صادقم

 کاش همیشه خوش باشه

از ته دلم این آرزورو دارم فداش بشم من

 اومــــــــ

 بوســــــ 



| *| نوشته شده در پنجشنبه 19 خرداد1390 و ساعت 14:20 توسط pari |

 

 

بابایی...جونم؟(بابایـــی) رو چتوری مینویسن؟

برو دفترتو بیار...اینجوری مینویسن

(مـــن) رو چتوری مینویسن؟

اینجوری...میخوای چیکار؟

حالا (دوســت دارم) رو چتوری مینویسن؟

اینجوری.بسه دیگه بزار کارمو بکنم...بابایی...-بابایی و درد.برو بازی کن ولم کن دیگه

باشه ولی بگو (قــد یه دنیــا) رو چطوری مینویسن؟؟؟



| *| نوشته شده در دوشنبه 16 خرداد1390 و ساعت 12:0 توسط pari |

 

دخترک رفت و زیر لبش این را گفت:

او یقینا پی معشوق خودش می آید

پسرک ماند و زیر لبش زمزمه کرد:

که پشیمان شده برمی گردد

"عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز"

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390 و ساعت 10:45 توسط pari |
خیلی بی ارزشی امیر گاگوله هه هه بچه ها بخندین بش حال میده

 

 

 

بچه ها یه چیز بهتون بگم باورتون نمیشه

من دیگه هیچ حسی به امیر ندارم

اینقدر ازش متنفرم که نگید و نپرسید

وای خداجون شکرت..

امیر خر کیه؟

حیوون بودنم از سرش زیاده

هه هه

ایی از خودم بدم میاد که واسش جشن گرفــتم

ووق حالم به هم خور

هررررررررررررررررررررر

اینقدر که بی ارزش شده برام که اگه ۱وقت اس بده پاکش میکنم واایییی

ایــــــــــــــــــولـــــــــــ

حـــــال کـــــردمــــــــ

۱هــــو ازشـــــ متـــنـــفـــر شــــدمــــــ

اومـــــــــــــــــ

اصلــا خــــنـــدمــــ میگیرهــــــ

یـــه روزیــــــــ دوســـــش داشـــتـــمــــــ

هــــــــــــــــر

خــــــاکـــــ تــــو ســـرمـــــ

واقــــــعا خلـــــ بودمــــــ که واســــ اونـــــــ....خــــل

اشــــکــــ میریختمــــــ

هــــــــــر

اومـــــــــــــــ

هـــــــــــــــــــــورا



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در چهارشنبه 11 خرداد1390 و ساعت 10:10 توسط pari |
خدایا منو ببخش

 

 

 

يک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغ هايم مرا تنبيه نکرد

مي توانست،اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد

هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه اي آوردم پذيرفت

هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد

اما من هرگز حرف خدا را باور نکردم!وعده هايش را شنيدم اما نپذيرفتم

چشم هايم را بستم تا خدا را نبينم و گوش هايم را نيز،تا صداي خدا را نشنوم

من از خدا گريختم بي خبر از آن که خدا با من و در من بود

مي خواستم کاخ آرزوهايم را آن طور که دلم مي خواهد بسازم

نه آن گونه که خدا مي خواهد.به همين دليل اغلب ساخته هايم ويران شد

و زير خروارها آوار بلا و مصيبت ماندم.من زير ويرانه هاي زندگي دست و پا زدم و از همه کس

کمک خواستم.اما هيچ کس فريادم را نشنيد و هيچ کس ياريم نکرد

دانستم که نابودي ام حتمي است.

با شرمندگي فرياد زدم خدايا اگر مرا نجات دهي

اگر ويرانه هاي زندگي ام را آباد کني

 با تو پيمان مي بندم هر چه بگويي همان را انجام دهم

خدايا!نجاتم بده که تمام استخوان هايم زير آوار بلا شکست

در آن زمان خدا تنها کسي بود که حرف هايم را باور کرد ومرا پذيرفت

نمي دانم چگونه اما در کمترين مدت خدا نجاتم داد.

از زير آوار زندگي بيرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم

گفتم:خداي عزيز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمايم

 خدا گفت:هيچ،فقط عشقم را بپذير و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هست

گفتم:خدايا عشقت را بپذيرفتم و از اين لحظه عاشقت هستم

سپس بي آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رويايي زندگي ام ادامه دادم

اوايل کار هر آن چه را لازم داشتم از خدا درخواست مي کردم و خدا فوري برايم مهيا مي کرد

از درون خوشحال نبودم

نمي شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بي توجه باشم

از طرفي نمي خواستم در ساختن کاخ آرزوهاي زندگي ام از خدا نظر بخواهم

 زيرا سليقه خدا را نمي پسنديدم

با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چيزي در خواست نکنم بالاخره او هم مرا

ترک مي کند و من از زحمت عشق و عاشقي به خدا راحت مي شوم

پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا اين که وجودش را کاملاً فراموش کردم

در حين کار اگر چيزي لازم داشتم از

رهگذراني که از کنارم رد مي شدند درخواست کمک مي کردم

عده اي که خدا را مي ديدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ايستاده بود

نگاه مي کردند و سري به نشانه تاسف تکان داده و مي گذشتند

اما عده اي ديگر که جز سنگ هاي طلايي قصرم چيزي نمي ديدند به کمکم آمدند تا آنها نيز

بهره اي ببرند

در پايان کار همان ها که به کمکم آمده بودند

از پشت خنجري زهرآلود بر قلب زندگي ام فرو کردند

همه اندوخته هايم را يک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمي بر زمين افتادم

 و فرار آنها را تماشا کردم

آنها به سرعت از من گريختند همان طور که من از خدا گريختم

هر چه فرياد زدم صدايم را نشنيدند همان طور که من صداي خدا را نشنيدم

من که از همه جا نااميد شده بودم باز خدا را صدا زدم

قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود. گفتم:خدايا!ديدي چگونه مرا غارت کردند و گريختند

انتقام مرا از آنها بگير و کمکم کن که برخيزم

خدا گفت:تو خود آنها را به زندگي ات فرا خواندي

از کساني کمک خواستي که محتاج تر از هر کسي به کمک بودند

گفتم:مرا ببخش.من تو را فراموش کردم و به غير تو روي آوردم و سزاوار اين تنبيه هستم

اينک با تو پيمان مي بندم که اگر دستم را بگيري و بلندم کني هر چه گويي همان کنم

ديگر تو را فراموش نخواهم کرد

خدا تنها کسي بود که حرف ها و سوگندهايم را باور کرد

نمي دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره مي توانم روي پاي خود بايستم و به زودي خداي

مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گريخته مرا، تنبيه کرد

گفتم:خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم

خدا گفت:هيچ،فقط عشقم را بپذير و مرا باور کن

 و بدان بي آنکه مرا بخواني هميشه در کنار تو هستم

گفتم:چرا اصرار داري تو را باور کنم و عشقت را بپذيرم

گفت:اگر مرا باور کني خودت را باور مي کني

 و اگر عشقم را بپذيري وجودت آکنده از عشق مي شود

آن وقت به آن لذت عظيمي که در جست و جوي آني مي رسي

 و ديگر نيازي نيست خود را براي ساختن کاخ رويايي به زحمت بيندازي

چيزي نيست که تو نيازمند آن باشي زيرا تو و من يکي مي شويم

بدان که من عشق مطلق،آرامش مطلق و نور مطلق هستم

 و از هر چيزي بي نيازم.اگر عشقم را بپذيري

مي شوي نور،آرامش و بي نياز از هر چيز 

 

 



| *| نوشته شده در دوشنبه 9 خرداد1390 و ساعت 12:7 توسط pari |
بی عدالتی

 

 

این نهایت بی عدالتیست

گاهی اوقات دستانمان را به سوی خدا دراز میکنیم

و با تمنا و التماس از او میخواهیم که برآورده کند

دعاهایمان را و گاهی هم از سر دیوانگی از خداوند و کارهایش گله داریم

 بهتر است آنموقع که از او گله داریم خوب فکر کنیم این ظلم و بی عدالتی است

 که بحواهیم خدا آنچیزی باشد که ما دوست داریم درحالیکه

خودمان آن چیزی نیستیم که خدای بزرگ و دوست داشتنی میخواهد

 آیا این بی عدالتی نیست؟؟

ما میخواهیم که خدا همان باشد که دلمان میخواهد

 ولی ما راه خودمان را میرویم و به او هیچ توجی نداریم

 این نهایت خودخواهی و بی عدالتی است

خدا گفت:ای بنده ی خوب من کمی به فکر من باش

 نگذار زیبایی های زودگذر دنیا تو را از من دور کند



| *| نوشته شده در شنبه 7 خرداد1390 و ساعت 9:44 توسط pari |
تولد نفسمه...

 

تولد عشقم و من حال خوشی ندارم

      چطوری؟خوبی؟بی من خوشی؟۳وم تولدتبود ولیبخدادرگیرامتحاناتم بودم نتونستم

اونموقع تبریک بگم دیروز بت اس دادم دو بار ولی گوشیت آف بود ولی آخر شب

خططو که آن کردی رسید به دستت ولی جوابمو ندادی نمیدونم شاید شارژ نداشتی

شایدم خوندیشو بی تفاوت گذشتی به هر حال اینا مهم نیست مهم اینه که من بت تبریک

گفتمو فهموندم که به یادتم اگه بت تبریک نمیگفتم از خودم بدم میومد...خواستم واست یه

جشن بزرگ تو وبلاگم بگیرم ولی اصلا حالم خوش نیست.من واسه همچین روزی لحظه

شماری میکردم ولی نمیدونم شاید چون جواب اونهمه احساسم رو که تو اس واست

سندیدمو ندادی اینجور به هم ریختم آخه تو همیشه جوابمو میدادی فقط موقع هایی که

شارژ

نداشتی سیم تحویلت بریده میشد به هر حال:

تـــــــــولــــــــدت مــــبــارک امـــــــــیــــرمــــ

دل نوشت:دوست داشتم روز تولدت بات حرف بزنمو تبرک بگم ولی...

[تصویر: 23.gif]

 

 

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه 5 خرداد1390 و ساعت 10:57 توسط pari |
چندتا جمله که خودم دوست داشتم

 

 

 

*نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم

 که هرگز پاره نشود

بـرچـه گلـی بـنویـسم

 که هـرگز پرپر نشـود

 بـر چه دیواری بنویسم

 که هرگز پاک نشود

 بـر چه آبـی بنویسم

 که هـرگز گل آلود نشود

 وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود

 

*قلب طرف چپ قرار گرفته ولی همیشه راست میگه

 

 

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه 29 اردیبهشت1390 و ساعت 22:55 توسط pari |
خیلی غمگینم داداشی

 

 سلام داداشی جونم شطوری؟

داداشی:خوبم آجی جونم

آجی:کجایی؟ارومه؟امنه؟همه چی؟به آجی پری احتیاج نداری؟دلت تنگ نیست؟اینروزا چشات

ابری نیست؟آخ نگو که اگه چشای قشنگت ابری باشه  و من اینهمه بی وفایی کردمو کنارت

نیستم خیلی داغون میشم.داداشی جونم بغض گلومو گرفته به چیزی احتیاج

نداری؟؟اگه به کمکم نیاز داری بم بگو من کمکت میکنم اون حرفام از روی عصبانیت بود من

جون میدم واس داداشم داداـــــــــــــش....یه چیزی بگو...چرا ساکتی؟؟

داداشی:پری....پری..پری....آجی منو ببخش که تنهات گذاشتم.پری بخدا من بد نیستم

آدمای دروورم اینجورم کردن آجی از بس دلمو شیکوندن دیگه حوصله هیشکیو ندارم آجی

ناراحت نشو ازم آجی...

آجی:داداشی دلم شکسته ازت تیکه تیکش کردی ولی بازم داداشی گله منی

داداشی میدونی چیه؟؟همیشه به خدا میگفتم::خدایا کمکمم کن اگه یه روز یه جایی

چیزیرو شکستم اون دل نباشه.داداشم من بلد نیستم دل بشکونم یعنی اصلا نمیتونم واسه

همین هروقت میومدی پیشم قبولت میکردمو پست نمیزدم داداش................غصه هیچیو

نخور...خیلی دوس دارم الان بت ز بزنمو با دیوونه بازیات بخندونیم ولی..........امان از دست این

زمونه.........که کسیو که دوسش داری ازت میگیره حالا میخواد عشقت باشه میخواد داداشت

باشه.چیزیو که دوست داری ازت میگیره.داداشی هروقت میام روم وقتی انلاینی من تکیه

میدم به صندلی که روش نشستمو فقط به آیدیت که روشنه و من نمیتونم بش پی ام بدم نگاه

میکنمو اشکام جمع میشه تو چشام و همینجور میمونم تا تو آفلاین شی اونوقت منم

میرم.نمیدونم اینکارم واس چیه؟ولی حس آرامش بم دست میده دوست دارم باشم تا موقعی

که هستی و وقتیکه رفتی منم برمــــــم داداشیی من عین داداشم شایدم بیشتر

دوست دارم ولی..........من حتی اندازه یه اس ام اسم ارزش ندارم آخه چرا؟؟؟؟؟؟چرا منکه

اینهمه بت اهمیت دادم؟؟با رفتارم فهموندم که داداش مهمی......ولی تو..............چرا اونا

که.....واست اهمیت دارن....

من میخواستم که فقط داداشم باشی بخدا جی اف بازیت اصلا برام اهمیت نداشت اون حرفیم

که چندماه پیش بت گفتم نادیده بگیر و فراموشش کن .......من فقط میخوام که داداشم باشیی

با هرکی که میخوای باش فقط داداش.کسیکه تو تنهاییام بش بزنگمو آروم شم که غمام یادم

بره داداش من کنارت بودم ولی منو ندیدی منو حس نکردی ولی میرم میرم اینقدر ازت دور

میشم که.....میرم و دیگه کنارت نمیمونم اینهمه سال رنج کشیدم بخاطر بیتوجهیات ولی الان

دلمو به دریا میزنمو میرم میرم یه جایی که دیگه حتی یه نشونی کوچیکم ازم نداشته باشیی

کاش اونموقع که من رفتم و دیگه آجی پری کوچولو دوست داشتنیت پیشت نبود یادم نیفتی

چون سخته یاد کسی بیفتی که دلشو بدجور شیکوندی........

داداش من از درسم میگذرم از تو مینویسم تو این وب که آخرین روزیکه میخوام برم تقدیمش

کنم به تو ولی تو................پــــــــــــــــــــــــــریــــــ هیچوقت واست ارزش نداشت

دل نوشتـ :داداشی بخدا من دختر بدی نبودم بخدا من بدنکردم بخدا بخدا بخدا......اخی....گریم

گرفت...داداش من میرم و اونروزای خوشی که با هم داشتیمو سعی میکنم به دست باد

بسپــــرمـــــــ 

 

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریـــــــــ  رفتـــــــــــــــ  کاشــــ قدرشــــو میــــدونستــــــــــــــــ

پـــــــــــــــری با یــــــه دلــــ شکــــستــه رفتـــــــ   بــــا یـــه دنیـــــا غــــــــمــ

بـــــا هــــــق هــــق تمـــــامــــ ایـــن تکـــــستــــارو نوشــــتـــمـــــــ

کـــــــــــــــــــــــــاشــــ  میــــدیـــــدیــــــ چــــطــــــور  بخــــــاطــــــرتــــــ هــــق   هــــق مــــیــکــــنــمــــ

گـــــاهــــیــــ  اوقـــاتــــ میــــــگــــمـــــــ:پـــــــریــــــــ  بـــــه  خــــــــــــــودتـــــــ  بـــــیااصـــــلــــا

داداشــــتـــ

ارزشــــــ دارهــــــ؟؟؟؟؟!!!!!

پــــــــــــــــــــــــــــــــــریـــــــــــــــــــــــ رفــــــــتــــــــــــــــ

دوســــــــتــــــــــــــــــــــــــــت   دارمــــــــــــــــــــــــ داداشـــــــــــــــیــــــــــــ

خـــــــــــــــــــــــــــــــداحــــــــــافــــــــظــــــ زنـــــدگــــــــیـــــ........



| *| نوشته شده در پنجشنبه 29 اردیبهشت1390 و ساعت 21:46 توسط |
نامرد

 

 

 

زندگی نقطه سر خط

سه تا نقطه تا قیامت

قلبمو مچاله کردی

روی نقطه
چین نامرد

با سی و دو حرف دلگیر

مختصر.مفید و ساده

گفتی که:سایه ی عشقت

از سرم خیلی زیاده

زیر دردو
خط کشیدی

ضربدر زدی رو اسمم


تا بدونی که به عشقت

تا که جون دارم طلسمم

عزیزم نقطه ته خط


برو
با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه


عوض جوابت نامرد



| *| نوشته شده در سه شنبه 27 اردیبهشت1390 و ساعت 18:6 توسط pari |
عکس های متحرک واس دخا خیلی نازن.......

| *| نوشته شده در یکشنبه 25 اردیبهشت1390 و ساعت 11:44 توسط pari |
نارفیق عاشقتم به مولا....

                   ای نارفیق

      این نگاهت چیست ؟

      سلام پر مهرت را باور کنم.یا پاشیدن نمکت را؟

      خنجر را دستت دادم و گفتم:

         پشت سر من حرکت کن و مواظبم باش

    اندکی بعد خنجری از پشت.در قلبم فرو رفت

    پشت سرم را نگاه کردم کسی جز تو نبود

   نمی دانستم تو هم تاب.از پشت خنجر زدن را داری

   تو گناهکار نیستی!

    خنجر را خودم به دستت داده بودم

    به یقین که از دیار عابر هرز نگاه آمده ای

   شکنجه کن...که برای کشیدن درد مانده ام...نه برای التیام



| *| نوشته شده در پنجشنبه 22 اردیبهشت1390 و ساعت 11:11 توسط pari |

 

 

یادته؟

پیش هم بودیم یادته؟

 اونا ما رو دوست نداشتن یادته؟

نامه ی بدون امضا یادته؟

 اسم مستعار رویا یادته؟

طرح اون انگشتر من یادته؟

 پاسخ مختصر من یادته؟

فال حافظ،شب یلدا،یادته؟

اسممو گذاشتی شیدا یادته؟

ببینم اول قصه یادته؟

عصر ابراز علاقه یادته؟

خبر خوش کلاغه یادته؟

دست گرمت تو زمستون یادته؟

شونه ی من زیر بارون یادته؟

واسه ی خنده اجازه یادته؟

اونا که میگفتی رازه یادته؟

یادته فالای حافظ تو حیاط؟

یادته قسم به جون شاخه نبات؟

گلای سرخو نچینیم یادته؟

یه روزی همو نبینیم یادته؟

شرطامون سر صداقت یادته؟

تو مجازات خیانت یادته؟

گوش ندادیم به نصیحت یادته؟

گشتنت دنبال صفت یادته؟

روزای خیلی طلایی یادته؟

روز ترس از جدایی یادته؟

روز نفرین اشاره یادته؟

شب چیدن ستاره یادته؟

شعرای کتاب درسی یادته؟

یادته گفتی میترسی یادته؟

عکسمون تو قاب عکسو یادته؟

بله ی بدون مکثو یادته؟

دستمون تو دست هم بود یادته؟

غصه هامون کم کم بود یادته؟

چشم نازت مال من بود یادته؟

دیدن من قدقن بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟

هیچکسو جز من نداشتی یادته؟

رویاهای آسمونی یادته؟

قول دادی پیشم بمونی یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟

دستاتو میخوام بگیرم یادته؟

راستی تو،بی تو میمیرم یادته؟

دونه دادن به کبوتر یادته؟

خاطراتت توی دفتر یادته؟

فال با نیت رسیدن یادته؟

طعم تلخ قهوه رو چشیدن یادته؟

روزی صدبار بی تو مردن یادته؟

زیر اون درخت گیلاس با دوتا شاخه گل یاس یادته؟

یادته گفتن راز به قاصدک؟

یادته چقدر به هم گفتیم کمک؟

فکر بودن توی قایق یادته؟

تو به من گفتی شقایق یادته؟

چیزی از خدامون خواستیم یادته؟

مستجاب نشد دعامون یادته؟

گفتی ما باید جدا شیم یادته؟

گفتی باید بی وفا شیم یادته؟

یه دفعه ازم بریدی یادته؟

خط رو اسم من کشیدی یادته؟

گفتی عشق تو هوس بود یادته؟

گفتی خوب بود ولی بس بود یادته؟

حلقه ی من دست تو دیدم یادته؟

کلی سرزنش شنیدم یادته؟

چشم من به چشمت افتاد یادته؟

کاری که دست دلم داد یادته؟

حالا اومدم همونجا ایستادم...

که تقاضای تو رو جواب دادم

درآوردم از دستم انگشترو...

جا گذاشتمش همونجا دفترو

*اما قول دادم به قلبم و خدا*

دیگه دل ندم به عشق آدما

حیف شعری که نوشتم...یادته؟

شعر من بده...،ولی زیادته...!



| *| نوشته شده در چهارشنبه 21 اردیبهشت1390 و ساعت 13:37 توسط pari |

 

حیف

حيف عمرم حيف لحظه هاي خوبي که براي تو گذاشتم

حيف غصه اي که خوردم چون ازت خبر نداشتم

حيف اون روزا که کلي ناز چشماتو کشيدم

حيف شوقي که تو گفتي داري.اما من نديدم

حيف حرفاي قشنگي که براي تو نوشتم

حيف رويام که واسه تو از قشنگيهاش گذشتم

حيف اون شبها که نشستم با خيالت زير مهتاب

حيف وقتي که تلف شد واسه ديدنت توی خواب

حيف باوفايي من حيف عشق و اعتمادم

حيف فرصتهاي نقرم حيف عمرم و دقيقم

حيف هر چي به تو گفتم.راس راسي حيف سليقم

حيف اشکايي که ريختم واسه تو دم سپيده

حيف احساس طلاييم حيف اين عشق و عقيده

حيف شاديم توي روزي که ميگن تولدت بود

حيف عاشقيم که گفتي اولش کار خودت بود

حيف اون همه قسما که به اسم تو نخوردم

حيف نازي که کشيدم چونکه طاقت نيوردم

حيف اون کسي که دائم عاشقم بود توي رويا

حيف.که تو از راه رسيدي اونو دادمش به دريا

حيف قلبم که يه روزي دادمش دستت امانت

حيف اعتماد اون روز حيف واژه خيانت

حيف اون همه دعاهام واسه ي تو شب تنها

حيف اون چيزي که گم شد ديگه هم نميشه پيدا

حيف اون شبي که گفتم پيش تو کمه ستاره يادته

حيف اون حرفا که گفتي گفتم اشکالي نداره يادته



| *| نوشته شده در دوشنبه 19 اردیبهشت1390 و ساعت 12:27 توسط pari |
عکس های فانتزی متحرک و ناوزززز

| *| نوشته شده در شنبه 17 اردیبهشت1390 و ساعت 17:32 توسط pari |


calflove

pari

calflove

http://calflove.blogfa.com

پری میخنده به غماش

پری میخنده به غماش

پری میخنده به غماش

سلام.من پری هستم 16سالو 9 ماهمه.امیدوارم از مطالب این وبلاگ استفاده ببرید و با نظرای زیباتون همراهیم کنید.خيلي خوشحال ميشم مطالبمو بخونين و نظر بدين فكر كنم از مطالب وبلاگم فهميده باشين چه آدمي هستم حتما يه نيگا بندازين.اگه خواستین درموردم چیزی بدونین برین تو پروفایلم مرسی هری غمای مزاحم

پری میخنده به غماش

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

<--Start Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com-->

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


<---End Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com---> <--Start Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com-->

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


<---End Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com--->